ما را در سایت یک روز که دلم گرفته بود دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 86 تاريخ: جمعه 2 ارديبهشت 1401 ساعت: 21:51
یک ساعتی میشود که دارم تلاش میکنم بنویسم و نمیشود
نه که نشود یک چیزهایی هم نوشتم ولی خب متناقض و گسسته
فقط اینکه دلم برای اینجا و نوشتن بی وقفه تنگ شده است.
نوشتن بی وقفه اصلا چه شکلی بود؟
چطور جرات میکردم هر چه در ذهنم بود رو بنویسم و امروز چرا این جرات از من گرفته شده؟
دلتنگم...زیاد...زیاد...زیاد
و خلاصه داستانهای سمفونی مردگان، برادران کارامازوف و مرشد و مارگاریا را به اینجا بدهکارم.
یک روز که دلم گرفته بود...ما را در سایت یک روز که دلم گرفته بود دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 81 تاريخ: جمعه 2 ارديبهشت 1401 ساعت: 21:51
ما را در سایت یک روز که دلم گرفته بود دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 75 تاريخ: جمعه 2 ارديبهشت 1401 ساعت: 21:51